



اینم از عکس صدا... صدای خواب.



اینم از عکس صدا... صدای خواب.باری، خشم خواننده از آن روست که ما حقیقت و زیبایی را با معیارِ او نمی سنجیم. ( شاملو)
زین پس اگر خبری شد آنرا به صندوق پستی اینجانب ارسال کنید.
پاینده باد دیولاخ.
23 تير 1387 ديويد
8 تير 1387 ديوسان - خروج از دیولاخ خیلی زود
8 تير 1387 دیومار- خروج از دیولاخ از همون اول
2 تير 1387 ديوا - خروج از دیولاخ 1387
2 تير 1387 روحويوهوديوو
1 تير 1387 گل سرسبد ديولاخ:آن ديويتا
1 تير 1387 ديولوك هلمز - شروع سفر و خروج از ديولاخ - 6 مهر 1387
1تير 1387 ميرديو
1 تير 1387 ديوان - شروع سفر و خروج از ديولاخ - 6 مهر - 1387 بازگشت 22 خرداد 1388
30 خرداد 1387 ديوبنگ- خروج از دیولاخ 1387
26 اسفند 1386 مرديوجان
24 اسفند 1386 ديويست --- سفر در 16 شهریور 1387
24 اسفند 1386 ديويسنا
18 اسفند 1386 ديوونه
17 اسفند 1386 ديوژن--- وفات 1 تير 1387
17اسفند 1386 ديوار
از زمان پيدايش ديولاخ ديوانبيگي
6 نظرات:
واو
عجب خواب قشنگی
ببینم راستی خواب ها صامت هستند یا نه؟
نمیدونم واقعا چیزی میشنوم ،
ولی گوش کن.
صدای قورباغه میاد.
یه ارکستر کامل ....
قووور
غووور
قوقوقوقوقووووور
:)
چه جالب... پس خواب ها صامت نیستن چون درست شنیدی...
عکس جدیدی که بعد از متن با نام عکس صدا میذارم تصویر همون صداییه که شنیدی... اونم توی همون خواب بود...
همی مردیوجان... فکر کنم هممون باهم توی اون خواب بودیم... دیوارم صدای خوابتو شنید...
هوس يه خواااب ِزمستوني عميق كردم
شايد منم خوابهاي طلايي به اين خوشگلي ببينم!
خدا رو چه ديدي!؟
خوابهاي زيبايي تصوير كردي فرامرز...خوش به حال صاحب ِخواب.
پسر دومین نفری هستی که میگی دلت خواب زمستونی میخواد... از اولین نفر دعوت کردم که به خواب زمستونی بره و همه ی مسئولیت هاشو من قبول می کنم... تو هم خوشحال میشم اگه بیای... کلا یه خواب زمستونی راه میندازیم همه با هم میخوابیم. ( ولی مسئولیت تو رو قبول نمی کنم... نفر اول ارزشش بیشتر بود.. :)) شوخی کردم )
خوشحالم که از این خواب خوشت اومده... صاحب خواب که هنوز نظری نداده...
مرسی میردیو...
مرتیکه کدوم گوری هستی تو؟ دلم برات تنگ شده... ( میبخشید این قسمت یکم زیادی خودمونی شد. چیکار کنم خوب؟ دلم برات تنگ شده. ببینم چی شده دیگه صراقی ( شایدم صراغی یا سراغی یا شایدم سراقی) از ما نمی گیری؟ نمیخوای بگی دلیل دیدنت چیزی غیر از ما بوده که؟
اِ!!!!! آقا به خدا من اینجا کلی چیز میز نوشتم!
از عکس خوابم که از خوده خوابم قشنگ تر شده
از صداهای خوبش
از اینکه بوی چمن و درخت و گاو هندونه و...زندگی میده(نه آشغالدونی)!
ولی این شکم سیر چش گشنه بازم همشو خورده!!!!!
فرامرز من میگم بیا یه قراری بذاریم:
من چون خوب خواب میبینم میرم میخوابم
تو برو عکسشو بگیر که یادمون نره!
بعدش یه نمایشگاه مشترک میذاریم :)
((کلاسم تعطیل ;))
پیش به سوی خواب زمستانی...
بيا بيا كه زماني ز مي خراب شويم
مگر رسيم به گنجي در اين خراب آباد
فرامرز جونم !
فرصت مغتنمي پيش نيومده وگرنه از تو به يك اشاره از من به سر دويدن...
ارسال يک نظر